وظیفه مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهلبیت(ع) باید با این ترانههای طاغوتی با مکتب آلالله(ع)، خو بگیرند؟!

مهر:در ارتباط با مداحی و روضهخوانی که هویت شیعه، به همین عزاداریها و اشکها و مصیبتخوانیها گره می‌خورد، علاوه بر مطالب گفته شده در خصوص معضلات تبلیغ (در بندهای ۱ تا ۱۸)، چند وجه دیگر نیز قابل طرح است:

۱- طالب ازدحام جمعیت بودن

شهید مطهری (ره) میفرماید: «غالب بانیان و روضهخوانها دنبال دو چیز هستند: اول؛ کثرت جمعیت، دوم: شور و واویلا به پا کردن. مگر میخواهیم سان ببینیم؟ مگر میخواهیم رژه برویم.»


گاهی با تفاخر بیان میشود که فلان مجلس دو هزار نفر را اطعام کرد: «کَمْ مِنْ فِئةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئةٍ کَثیَرةٍ (بسا گروه اندکی بر جمع بسیاری غالب میشوند. سوره بقره، آیه ۲۴۶)»، جمعیت در تقبل اعمال و تقرب به خدا چه اندازه ملاک است؟ اصلاً هدف چیست؟ یا گفته میشود فلانی یخش نگرفت! (کنایه از عدم توانائی وی در منقلب کردن مجلس). توقع شور و کربلا به پا کردن به هر قیمتی که ارزش ندارد. به قول استاد مطهری (ره): «از راه قصابی کردن مردم اگر یک دریا هم اشک بگیرند و داد بکشند، فائدهای ندارد، انتظاری که برای کربلا شدن داریم، خودش دروغساز است.»

۲- اصوات و اشعار ناموزون و سبکهای مبتذل

هنوز شعار «هدف وسیله را مباح میکند» در عرصه دینداری قربانی میگیرد و ما خوابیم! مرحوم سیدجمالالدین اسدآبادی رسالهای به فارسی درباره اصلاح رفتارهای مسلمین دارد که در آن ریشه بدعت، سیر تاریخی آن و منافات آن با اسلام، مشروحاً بیان گردیده است. تلاش او بر این بوده است که مسلمانان را عمیقاً مؤمن کند، چرا که اسلام قادر است به عنوان یک دین، مسلمانان را نجات دهد و به استبداد و استعمار فرهنگی و نظامی پایان دهد. این ما هستیم که بدون شناخت دقیق اسلام و منزلت اهلبیت(ع)، آب به آسیاب دشمن میریزیم.

شهید مطهری (ره) در باب شبیه خوانی میفرماید: «شبیهخوانی ما شکل مدرنش، نمایشهایی است که برای عرفا و فلاسفه می گیرند. مجلس سَماع با چهار رقاصه و مطرب! که آنچه سرشان نمیشود معانی عرفانی است. یک مجلس شهوترانی میشود شأن مولوی!»

عبارات موهن و مخرب (چشات مه و ملیحه! آخر از عشق خودت کار میدی دستم! عاشق ودیوونتم!...) با اصوات و الحان غربی و سبکهای مفسده انگیز، ظاهراً به نام امامحسین(علیه السلام) است و باطناً به کام دشمنان آن امام شهید!

خانم جلسهای به بهانه «یَفرَحُون بِفَرَحِنا (شیعیان، در شادی ما شادند)» با چند قلم آرایش و لباس آن چنانی، دایره به دست، چنان اُرجوزه میخواند انگار نه اینکه چشمهای صدها دختر، بناست از او الگو بگیرند. مصیبت اینجاست که سی دی آقایان در شمارگان وسیع پخش میشود و حتی مداحان شهرستانی هم ناآگاهانه از این روشها تقلید میکنند. وظیفه مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهلبیت(ع)، باید با این ترانههای طاغوتی با مکتب آلالله(ع)، خو بگیرند؟

حافظ اگر قدم نهی در ره خاندان به صدق بدرقهی رهت شود همت شحنهی نجف

۳- توهم پردازی

بحمدالله اشعار متقن و واقعگرا کم نیست. شاعر و روضهخوان با ورود به فضای ذهن مستمع، باید به دنبال مفهوم‌سازی مبتنی برحقیقت و مقتل باشد، نه انتقال پرورده تصور و ذهن خود.

ویل دورانت در جائی میگوید: «هیچ دینی به اندازهی اسلام، پیروان خود را به عقلانیت و علم و تجهیز و تقویت بنیادین توصیـه نمیکند.»، اما در جای دیگر میگوید: «هیچ تمدنی از لحاظ اوهام و خرافات به پای تمدن بابلی نمیرسد.«

شهید مطهری (ره) میفرماید: «هراندازه خیالبافی شود و از جن و خواب و دستورهای خصوصی و ... گفته شود، نهضت حسینی بیمصرف میشود.» اگر به جای تعقّل در شعر و فراگیری آدابِ آن، تابع این احساس باشیم که مردم این‌گونه میپسندند و نباید آسایش مردم را برهم زد، نتیجه این میشود که زمینهی رشد عقیدههای بیاساس فراهم گردد.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بِنه چون ندیـــدند حقیقت ره افســانه زدند



۴ـ تحقیرغیرعمد شخصیت معصومین (ع) در اشعار و مطالب من درآوردی

توهمپردازی و واقعیتگریزی، یکی از محصولاتش، عدم تبیین صحیح جایگاه مقدس ائمه (ع) است. نقلهای ما باید علاوه بر ارضای سطوح متوسط و داخلی، فرا مذهبی بوده و اقناع غیرمریدان را هم به دنبال داشته باشد. دو بیتیها و مصراعهائی که با تاریخ و مقتل و سرشت والای اهلبیت (ع) سازگاری ندارد، مرتب خوانده میشود.

آید به جهــان اگر حسیـــن دگری هیهــــات برادری چو عبـاس آیـــد

حضرت عباس (ع) را بالا میبریم یا معاذالله امامحسین(ع) را پائین میآوریم؟ قدح به شرح ادب گیر...

۵- اهمیت افراطی به بعد رثاء و مصیبت

مرحوم شوشتری آورده که روز عاشورا، سیدالشهدا (ع) به حدی از سپاه دشمن کشت: «حتّی بانَ مِنْهُم النُقصان ـ تا اینکه کاستی در جمع سپاه آشـکار گردید)، البـته که همه ما به عظمت و شدت مصیبـت واقفیم: «مُصیبَةً ما اَعْظَمَها.... » اما حسیـنِ قتلگاه، همان حسیـن رزمگاهِ جمل، صفین و نهروان است. عباس مقطوع‌الیــدین، همان رزمنده جـسور صفین اسـت که داغ شش پسر را بر دل پـدر و داغ آن پدر را بر دل معاویه گذاشت.

شما ببینید شخصیتی چون حضرت علیاکبر (ع) با آن همه مصائب و وداع جانسوز و با آن بصیرت مثالزدنی، وقتی از پدر بزرگوار خود شنید که همه یاران در کربلا شهید خواهند شد، عرض کرد: «اِذن لانُبالی بِالموت (پس هیچ باکی از مرگ نداریم)» آن حضرت در روز عاشورا چنان حماسه آفرید که دشمن چون روباه از مقابل او فرار میکرد و در بعضی نقلها بیان شده که تا ۱۸۰ نفر به دست او کشته شدند.

ظاهراً ما مظلومیت را مترادف با زمینگیر شدن و ضعف میدانیم، در حالی که به قول استاد مطهری (ره): «می‌گویند حسین بیتقصیر کشته شد، خُب روزی ۱۰۰۰ نفر بیتقصیر نفله میشـوند. نفلـهشدن یک آدم بی‌چاره بیدست و پایِ مظلوم که دیگر گریه ندارد! باید پرتوئی از روح قهرمان (حسین) در روح شما ایجاد شود. ما نمایشگر قهرمانیهای جنایتکارانه پسر معاویه و پسر سعد هستیم!»

با مهمل گذاشتن بُعد حماسی عاشورا، کمکم از افتخارات نامی و صلابت در رفتار، فاصله میگیریم.

-۶غراق در مدح، و غلو در شخصیت ائمه(ع)

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشـش باد ورنه اندیشــهی این کار فراموشـش باد

۷- حلقه مرید و مرادی

طی کیلومترها راه برای یک روضه، با انگیزه حب اهلبیت(ع)، حُسن است، اما مریدداری و خدای نخواسته ورود به عرصه تملق، نه شأن مداح است و نه مستمع. مریدان گاهی چنان تسلیم هستند که حتی جرأت انتقاد و نهی از منکر از اشتباهات روضه خوان را به خود نمیدهند.

۸- سخنرانی مداح

در بخش تبلیغ گفته شد که ورود به عرصههای غیرتخصصی حتی با نیت خیرخواهانه میتواند مضر باشد. همه ما به وعظ و نصیحت نیاز داریم، اما وسط روضه یا دعاء، اظهارنظرهای غیرکارشناسی و سطحی نسبت به تحولات اجتماعی یا سیاسی میشود. به چه منظور و توسط چه کسانی است؟ این موضوع نیاز به تامل دارد. نباید از ارادت قلبی مردم به جلسات، برای اغراض نه چندان خدائی، بهرهبرداری کرد. بعضی مداحان در مجالس عزاداری الفاظ خلاف اخلاق بیان می‌کنند. آیا در این افراد احساس مسئولیت فوران کرده است یا مردم را در تحلیل اوضاع نابالغ میدانند؟

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینــه سازد سکنــدری داند

۹- پوشش نامناسب

کُونُوا لَنا زَیْناً... (برای ما اهلبیت (ع)، زینت باشید). همچنان که آداب و گفتار ما معرف آئین ماست، ظاهر غیراسلامی، به هر بهانه و توجیهی، مخرب و زیانبار است. به صرف اینکه چون جوانانِ گنهکار از قیافههای مذهبی خوششان نمیآید و باید به آنها نزدیک شد، آیا تراشیدن صورت و استفاده از گردنبند طلا و زلف زنانه برای جذب آنها جایز است؟ نباید به خاطر عمل مستحب، مرتکب حرام شویم.

۱۰- به کاربردن کلمات دونمایه و سخیف

همهی ما بارها شنیده یا دیدهایم در بعض مجالس، اسامی و اوصافی نظیر سگ، کلبالرقیه، ناخدا حسـین، موجالحسین، مجانیـن الحسین نوشته یا گفته میشود که یقیناً مرضیّ آل الله (ع) نیست، تا چه رسد به رضایت خدا .کار به جائـی رسیده است که بیخردانه قلاده به گردن انداختـه و صدای... در میآورنـد. حماقت تا کجا!

آیت اللهالعظمی تبریزی (ره) از دست یکی از همین جهال، روی منبر گریه کرد و فرمود: «میگویند من سگ امامحسینم، اباعبدالله مثل حبیب و مسلم میخواهد عارف به دین و به معنای حقیقی انسان» عدهای نه تابع نقل و حدیث و فتوا هستند و نه عقل.

به کاربردن الفاظ و نسبتهای مؤهن به خود و اهلبیت(ع)، صرفنظر از تخدیر و بیمایه کردن مجالس، بازتاب بسیار منفی در رسانههای دشمن دارد. رادیو فردا با خوشحالی، از آسیبهای وارده به مداحی دفاع کرده و میگوید: «اگر تا پیش از این مداحان همواره از پیشوایان دینی با القابی چون حضرت، امام و... یاد می‌کردند، استفاده از زبان عامیــانه به آنها این امکان را داده که دربارهی نخستین امام شیعیان میگویند: بگو علی و با زندگی صفا کن! این رادیو حرفهای سخیف برخی را از عامل جذب مردم معرفی میکند، اصطلاحاتی چون: میِ، دیوونه، سگ، خوشگله، مردونگی...«

مناسب است ما ضمن تدوین روضههای مستند و آموزش مداحی و آداب عزاداری، به دنبال برطرف کردن ضعف خود در فرهنگ گفتگو باشیم و با انتقاد در فضای دوستانه، از تخلف در عرصهی مذهبی جلوگیری کنیم.

۱۱- آلودگی اخلاقی؛ جمله زیبایی از علامه طباطبائی (ره) نقل شده که : «ما کاری مهمتر از تهذیب نفس نداریم.» کلیه کسانی که با دین و اخلاق و معنویت مردم سرو کار دارند از واعظ گرفته تا مداح، بانی، معلم و..، بیشتر از سایرین به منابر معرفتی و توصیههای اخلاقی نیازمند هستند.

یکی از برآیندهای منفی معنویت منهای اخلاق، سوء رفتار با خانواده است. کدام محبّ اهلبیت(علیهم السلام) است که نداند شکایت همسر و فرزند و والدین از عدم حضور یا حضور خنثی و بعضاً منفی در خانواده، عامل رکود در آزمون عشق است؟

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اینکه مرد در کنار خانوادهاش بنشیند (از سر عشق و تبادل مهر)، از اعتکاف در مسجد من بهتر و بافضیلتتر است.» به راستی اگر از اهل و عیال ما نظرخواهی کنند، چه نمرهای در بها دادن به عواطف و نفقات غیرمالی به ما میدهند؟ مبادا خدای نکرده، مداحی که بین جوانان محبوبیت دارد، سر از قهوهخانه و مجالس مختلط دربیاورد.



سایر زمینههایی که محتاج بازنگری هستند، عبارت است از:

توهین و لعن علنی به مذاهب و افراد غیرشیعی؛ شهید مطهری (ره) میفرماید: «ما به نامهای مختلف مذهبی و فرقهای، دائماً به جان هم میافتیم و فحش به یکدیگر میدهیم.»

برهنه شدن (با خوف رؤیت نامحرم) و هَروله کردن در تاریکی؛

خطر انزوای جوانان از مسجد و تقابل آن با هیئت و خدائی نکرده سر از خانقاه درآوردن؛

اِضرار به نفس؛

رقابتهای منفی و غیرخدائی؛

گم شدن هدف در کم و کیف اطعام؛

ترجیح عزاداری و خدمات بر واجبات؛

درآمدزایی آنچنانی به نام اهلبیت(ع)؛

ریشه گرفتن خرافات نظیر تابلوهای عریض و طویل؛

علمهای بیخاصیت (تعبیر آیت الله جوادی آملی)؛

عکسها ازجمله چاپ عکس مداح و واعظ بر روی بنرها و پوسترها، از آن حواشی است که ما را از متن دور میکند، استاد مطهری (ره) میفرماید: «اسلام شعائر تصویری ندارد)؛

اطاله مجلس تا پاسی از شب و تأثیرات سوء آن برای جوانان و خانوادهها؛

ادبیات خاص داش مشتی‌گری و محاوره چاله میدانی( به خیال یک رنگ بودن و بی ریایی)؛

اسراف و تجمل و هدردادن اموال؛

اختلاط دستههای عزاداری با نامحرمان؛

برنامهریزی ناصحیح؛

تبعیت از هوا و عدم اخلاص؛

و...

ختم کلام جملهای از استاد مطهری (ره) باشد که الحق اندیشه او، در تنویر اذهان و بیداری نسلها، مؤثر بوده و خواهد بود:ما اکنون بیش از هر چیزی نیازمندیم به یک رستاخیز دینی و اسلامی، به یک احیاء تفکر دینی، به یک نهضت روشنگر اسلامی. اگر فعالیتهای مذهبی مسیحیها را در نظر بگیریم که از خطابه و مقاله، به عمل و احسان و تبلیغ رسیده، خواهیم دید که ما هنوز اندرخم یک کوچهایم! نوعی خطای دیدِ ناقص در بینش ما وجود دارد.

یک دست به مُصحفیم و یک دست به جام گه نـزد حلالیـــم و گهی نـزد حــرام

حسین(ع)، شهید فراموشکاری مردم شد! روز عاشورا فرمود: اِرجعوا الی عُقولکم (به عقل و خردتان مراجعه کنید.)

عهد ما با لب شیــرین دهنان بسـت خدا ما همه بنــده و این قوم خداونــــدانند*

----------------
نویسنده: حجت الاسلام والمسلمین محسن آتشکار